مونه چگونه مونه شد؟

با کلود مونه آشنا شوید

اسکارکلود مونه ( Oscar_Claude Monet ) در چهاردهم نوامبر سال 1840 در پاریس به دنیا آمده و هنگامی که پنج سال داشت، خانواده اش به شهر ساحلی لوهاور نقل مکان کرد. او تحصیلاتش را در این شهر آغاز کرد. هرچند معلمانش بیهوده تلاش می کردند تا او را به درس خواندن علاقمند کنند، مونه در یادگیری دروس موفقیت چندانی نداشت و به جای درس خواندن، کاریکاتورهای گستاخانه ای از آنان می کشید. مونه بعدها اعتراف کرد که در مدرسه جز هجی چند کلمه چیز دیگری نیاموخته استَ: «مدرسه برای من مثل زندان بود و ماندن در آنجا را حتی برای چهار ساعت در روز نمی توانستم تحمل کنم ، مخصوصا وقتی که دریا آرام بود و احساس می کردم آفتاب مرا به سوی خود می خواند.»

کلود مونه،مونه،نقاش امپرسیونیسم

سرگرمی مورد علاقه ی مونه پرسه زدن در طول ساحل و کشیدن کاریکاتور از توریست ها بود. در کاریکاتورهایش افراد را با بدنی کوچک و سری بزرگ می کشید و در نشان دادن بینی یا سایر اعضای صورت اغراق می کرد .او از فروش این کاریکاتورها،روزانه ده تا بیست فرانک به دست می آورد که مبلغی بیش از درآمد روزانه یک معلم بود.
هنگامی که مونه پانزده سال داشت ، صاحب یک فروشگاه لوازم هنری نقاشی های او را در ویترین فروشگاهش به نمایش گذاشت و از آن پس ، علاقمندان زیادی نقاشی تکچهره های فکاهی خود را به او سفارش می داده اند.
درک نقاشی
در ویترین این فروشگاه ، گاهی آثار هنرمندی به اسم اوژن بودن(Eugene Boudin) هم دیده می شد.بودن در مورد کارهای جدیدی که در فروشگاه گذاشته می شد کنجکاو بود و به دیدن صاحبان این آثار می رفت . او با دیدن کارهای مونه و درک استعداد و دید تیزبین او از هنرمند جوان خواست که برای نقاشی از طبیعت او را همراهی کند اما مونه که نمی خواست نقاش شود، تقاضای بودن را رد و مدت ها از وی دوری کرد. اما روزی با مشاهده ی بودن در حال نقاشی از طبیعت،گویی پرده ای از جلوی چشمانش کنار رفت و فهمید که «نقاشی چیست» و از آن پس اغلب بودن را در گردش های نقاشی همراهی می کرد.
در آن زمان، نقاشی در طبیعت و هوای آزاد کار هنری محسوب نمی شد. هنرجویان در مدارس هنری یاد می گرفتند موضوع تابلو هایشان را از وقایع تاریخی و افسانه ها برگزینند و در کارگاه نقاشی کنند؛ ولی بودن به مونه نشان داد که تمام این قواعد و نظایر آن بی پایه و اساس است. آن ها به اتفاق به دامن طبیعت می رفتند و از مناظر زیبا و تمامی آنچه در نظرشان زیبا جلوه می کرد نقاشی می کردند.بودن علاقه داشت آنچه را که در نگاه اول می دید روی تابلو ثبت کند، بی آنکه در کارگاه به تکمیل آن بپردازد. مونه به سبب تجربیات گذشته و تمرینات و سرعت عملی که در کار داشت، در نقاشی از بودن به راحتی تقلید می کرد، منتها دیگر، برخلاف کاریکاتور، در اینجا اغراق نمی کرد ،چون بودن اصرار داشت که نقاشی باید به طبیعت وفادار باشد. هنگامی که مونه هفده ساله بود یکی از نقاشی هایش در نمایشگاه شهرداری شهر لوهاور به نمایش گذاشته شد .تابلو منظره ای بود از محلی که برای اولین بار همراه بودن برای نقاشی به آنجا رفته بود.
امپرسیونیست های فرانسوی
در طول هشت سال بعد از آن ، مونه در پاریس به تحصیل هنر پرداخت ،در ارتش خدمت کرد با بسیاری از نقاشان آشنا شد، و کماکان همچون گذشته به نقاشی ادامه داد . از دوستان آن سال هایش می توان هنرمندانی چون پیر آگوست رنوار،کامی پیسارو، آلفرد سیسیله و ژان فردریک بازیل را نام برد. همه ی آنها سعی داشتند رویدادهای زندگی پیرامن خود را همان طور که می بینند نقاشی کنند .در این نقاشی ، هدف مطلوب آنها درک آن لحظه ی بسیار زودگذر مشاهده ی موضوع و ثبت نخستین اثر آنی آن بر تابلو بود.آن ها به تدریج آموختند که با نقاشی در فضای باز و نقش کردن زیبایی های طبیعت تصاویر زنده و پر نشاطی بیافرینند.راز کار این هنرمندان_ اگر بتوان رازش نامید_نه تمرکز روی رنگ منظره ،بلکه توجه معطوف به ثبت رنگ نور بود.
این رنگ کدام بود؟ خاکستری،طلایی، صورتی یا آبی؟به محض یافتن این رنگ،رنگ های دیگر به آسانی و با شکوه و زیبایی هر چه تمام تر نمایان می شدند. این نقاشان گروه امپرسیونیست های فرانسوی را تشکیل دادند که یکی از مشهورترین گروه ها در تاریخ هنر شد. سایر نقاشان فرانسوی با گسستن از سنت به آنها پیوستند. بعد هم نقاشان آمریکایی به این شیوه نقاشی کردند ؛ اسپانیایی ها و ایتالیایی ها نیز به آن ها پیوستند .مونه به عنوان رهبر گروه مورد ستایش قرار گرفت.ا لبته خود او خواهان چنین عنوانی نبود و حتی دیپلم افتخاری را که از طرف دولت فرانسه به او اعطا شد رد کرد.آنچه برای مونه در تمام هفتاد و پنج سال زندگی هنری اش اهمیت داشت وفاداری عمیق به درس های نخستین استادش،اوژن بودن،در عشق به نقاشی از طبیعت و فضای آزاد و دلبستگی به آن بود؛و حتی زمانی که نقاش مشهوری شد ، این عشق و دلبستگی را فراموش نکرد و بارها و بارها جعبه ی رنگ به دست و بوم زیر بغل و سه پایه بر پشت ،به سوی مکان های ساحلی ،همان مناطقی که بودن را برای نقاشی همراهی می کرد، میرفت.
شیفته دریا
مونه همیشه شیفته ی دریا بود.در جوانی اغلب از صخره های مشرف به اقیانوس بالا می رفت و راه های ناهموار ساحل بندر شلوغ اطراف محل سکونت خانواده اش را می پیمود.خودش در جایی گفته است:«دلم می خواهد همیشه در کنار دریا و در جوار آب باشم.»به مرحله ی نقاشی حرفه ای که رسید ،دیگر تقریبا تمام اسکله ها و سواحل آن منطقه را به خوبی می شناخت و نخستین موضوعات نقاشی اش همین مناظر آشنای همیشگی بود.

کلود مونه، شیفته دریا،امپرسیونیسم

بررسی چند نمونه از آثار مونه
نام اثر: باغی در سنت آدرس

باغی در سنت آدرس، مونه، امپرسیون،نقاشی امیپرسونیسم،امپرسیون طلوع آفتاب

مونه در تابلوی سنت آدرس(sainte-adresse) دریا را به گونه ای دیگر کشیده است.دریای آرام در این تابلو پس زمینه ی باغ خانوادگی را شکل داده است.پدر مونه روی صندلی چوبی اش رو به دریا نشسته و به منظره ی بندرگاه خیره شده است.تمرکز و حالت مقتدارنه ی او در نشستنش ،ایوان را مانند کشتی می کند که او به مثابه «کاپیتان» آن است.
در سال 1867 تمامی هنردوستان مبهوت ترکیب بندی این تابلو بودند و نمی توانستند درک کنند که چرا مونه ایوان را از مرکز تابلو دور کرده است.آنها اصرار بر این داشتند تا ثابت کنند که موقعیت دو میله ی پرچم (نامساوی بودن فضای سمت راست پرچم با فضای سمت چپ) دال بر چپ بودن چشمان هنرمند است.در صورتی که اگر نقاش فضای سمت چپ را مطابق فضای سمت راست تعیین می کرد و تمام موضوع را در در مرکز تابلو قرار می داد و قرینه سازی می کرد ،رنگ های سفید و قرمز و آبی پرچم فرانسه به حاشیه ی تابلو می چسبید.
دلیل مهم دیگر مونه برای ترکیب بندی نامتقارن این تابلو ،ایجاد فضای خالی وسیعی در اطراف پیکره ی پدرش است.هدف او از ایجاد این فضای خالی،نشان دادن تنهایی یک مرد نیست ، بلکه با این کار ، تفکری نو را در طرح تابلو جست و جو میکند.

صحنه ی نقاشی با خطوط عمودی و افقی قوی پر شده است .رنگ آبی- سبز افق و قسمت بالای نرده ی قهوه ای رنگ در پیش زمینه، عناصر افقی حاکم در تابلو هستند و همچنین میله های پرچم ،دو پیکره ی ایستاده، گلایل های قرمز رنگ و دکل قایق های روی دریا حرکت های عمودی را تشدید می کنند.مونه برای این که ترکیب را از خشکی برهاند و به آن تحرک بیشتری ببخشد،به یک خط مایل قوی نیاز داشت که از میان این خطوط افقی و عمودی عبور کند،که هیچ حرکت ملایم دیگری نمی توانست چنین کارایی داشته باشد.او برای این تاثیر از پیکره ی پدرش بهره گرفت.مسیر نگاه آقای مونه ی پیر خط فرضی مایلی را که مورد نظر پسرش بود پدید آورد.این خط مایل که با سایه ی بدن و صندلی دیگری در کنار آن تشدید شده ،ایوان و میله ی پرچم و نرده را قطع کرده و به سوی دورترین قایقی که در حال ورود به بندرگاه است امتداد می یابد.به این ترکیب بندی غیر عادی مونه با «نگاه کاپیتان»- چشم جست و جوگر مونه – متعادل شده است.
مونه عناصر روی ایوان را واقع گرایانه نقاشی کرده است تا ایوان مسطح به نظر برسد و امتداد آن به طرف دریا طبیعی جلوه کند.در تقایل با ایوان، دریا را با خطوط تیره ی سریع موجی شکل روی زمینه ی روشن تری کشیده است.دریا در این تابلو آن تیرگی دریای واقعی را ندارد و مثل پرده های مسطح دکور صحنه های نمایش به نظر می رسد.سمت چپ نقاشی ، روی ایوان، باغچه ی پر گلی به چشم می خورد .

نزدیک پدر مونه عمه اش سوفی زیر چتر آفتابی نشسته است.گردی شکل چتر آفتابی در دسته ها و تکیه گاه صندلی و باغچه ی بین او و زوج در حال گفت و گو تکرار شده است.حاشیه ی زیبایی که ایوان را محصور کرده است، از پشت سر عمه ی مونه شروع می شود؛ لباس کرم رنگ او در میان نقاط درخشان قرمز و زرد و سبز گل های اطراف ، چشمگیر است.

گل های آفتابگردان
مونه شیفته ی طبیعت و فضای باز بود و بیشتر آثارش را در هوای آزاد خلق کرده است.اما هنگامی که به دلیلی مجبور می شد خانه نشین شود، از هر آنچه در دسترسش بود نقاشی می کرد. موضوع نقاشی های او ممکن بود یک جعبه رنگ باشد یا تکه ای گوشت خام. درسال 1879 همسرش کامی از دنیا رفت و در سال 1881 مونه پدر خوانده ی خانواده ی جدیدی شد. از این پس هرگاه در خانه می ماند ، هشت بچه ی شاد و سرزنده او را دوره می کردند و حاصل این همجواری با بچه ها مجوعه تابلوهای شادی از گل ها شد.
مونه در سال 1878 خانه بزرگی در دهکده ی وتوی(Vetheuil) ، در خمی از رودخانه ی سن اجاره کرد.او این خانه را که حدود دو ساعت با ترن از ایستگاه سن لازار فاصله داشت به کمک دوستانش یافته بود. در این خانه، باغی از گل با پله های عریض و باریکه راهی که از میان گل های رنگارنگ می گذشت و با ردیف گل های آفتابگردان محصور می شد درست کرد. این تابلو ، دسته ای از گل های آفتابگردان را در یک گلدان چینی روی میز نشان می دهد و روی میز با پارچه ی ابریشمینی به رنگ قرمز و با حاشیه ی مربع شکل پوشانده شده است.

نقاشی گل آفتابگردان،نیلوفر آبی، کلود مونه

مونه که می توانست گلدان را در مرکز تابلو قرار دهد، برای این کار نظر برانگیزتر باشد آن را کمی دورتر برده و در سمت راست مرکز بوم قرار داده است.این امر باعث شده است تا گلبرگ های دو گل سمت راست با چارچوب بوم تماس پیدا کند .در سمت چپ هم گلی خود را به لبه ی بوم می کشاند .گل هایی که به سوی کناره ی تابلو کشیده نشده اند در میان برگ ها غنوده اند.این دسته گل با برگ هایی که به پایین سرازیر شده اند و با شکوفه هایی که خود را به بیرون تابلو می کشانند یا درون هم رفته اند، کانونی از نیرو و تحرک است.
مونه برای خلق تابلوی گل های آفتابگردان،با ضربه های کوتاه قلم مو لایه هایی از رنگ زرد و نارنجی و قهوه ای را روی هم نهاده و برگ های آویزان را با ضربه های بلند و قوس دار قلم مو نشان داده است.برگ ها با طیف متنوعی از رنگ سبز نقاشی شده اند و در بعضی از قسمت ها تقریبا نزدیک به رنگ سیاه هستند. مونه در این تابلو به دلیل فاصله ی کم با سوژه و دقتی که به تمام جزییات موضوع داشته است ، از همان ضربه های قلم مو، که در نقاشی از طبیعت و در هوای آزاد به کار می برد، استفاده کرده است.
نیلوفر های آبی
مونه در دوازده سال آخر عمرش به ندرت از خانه خارج می شد.حضور بسیاری از آمریکایی هایی که برای آموختن شیوه ی نقاشی امپرسیونیسم نزد او می آمدند ،دهکده را به حوزه ی جهانی نقاشان تبدیل کرد، اما مونه توجه چندانی به آن ها نداشت و غالبا سرگرم نقاشی بود. او در آن زمان برای نقاشی فقط به یک موضوع اکتفا می کرد: باغ ها و به خصوص برکه و گل های نیلوفر. مونه نقاشی هایش از برکه را «مناظر آبی» نامیده. این نمای شور انگیز از باغ آبی را در هفتاد و نه سالگی نقاش کرد .در این تابلو ،نه آسمانی در کار است نه افقی،موضوع آن هم با مناظری که او پیشتر کار کرده بود بسیار متفاوت است. در هیچ قسمتی از تابلو خشکی و حتی حاشیه برکه نیز دیده نمی شود؛ پهنای تابلو هم دو برابر نقاشی های قبلی اوست. مونه به کمک دستیارش بوم دو متری را به باغ می برد و در نزدیکی آب مستقر می کرد.

مونه در مورد مجموعه تابلوهای نیلوفر آبی نوشته:«تمام روز را روی تک تک بوم ها کار می کنم »به روش معمول خود سعی می کرد رنگ های گذرا را تشخیص دهد و تاثیر آنی نور در هر لحظه را ثبت کند. مونه گفته است که همیشه «اسیر چنگال طبیعت» بوده است. در آن دوره از نظر او درختان و آسمان در تابلوهای ایام گذشته اش تنها همچون تصاویری که در آب منعکس شده باشد به زندگی خود ادامه می دادند .برگ های سبز نیلوفرهای آبی که از نور آفتاب طلایی رنگ شده اند، با گل های قرمز درخشان و با شکوه از این سو به آن سوی برکه شناورند.

مونه در سال 1920تصمیم گرفت سال های باقی عمرش را به نقاشی دو دیوارنگاره از باغ های آبی مورد علاقه اش اختصاص دهد. او این عکس را جلو یکی از بخش های دیوارنگاره اش در کارگاه بسیار بزرگی که برای نقاشی ساخته شده بود گرفته است. عمر او کفاف نداد تا شاهد نصب این نقاشی ها در دو گالری بیضی شکل موزه ی اورانژری در پاریس باشد. موزه ای که هر ساله میلیون ها بیننده ی شیفته ی هنر از آن دیدن می کنند. نگاه کردن به این نقاشی ها همچون حرکت آرامی با قایق در میان دنیای خصوصی مونه است.

منبع:مونه چگونه مونه شد؟
ریچارد مولبرگر

10 نکته که راجع به اثر “دوشیزگان آوینیون” نمی دانستید !

دوشیزگان آوینیون در سال 1907 توسط پابلو پیکاسو کشیده شد. این نقاشی به گفته ی زیادی، بارزترین مثال نقاشی کوبیسم می باشد. در این نقاشی، پیکاسو از تمامی فرم ها و توصیف های نقاشی سنتی دوری کرده است . او از بدن های تحریف شده و کج و معوج زنان و اشکال هندسی در راه خلاقانه ای استفاده کرده است و همین باعث می شود این نقاشی، توصیفی ایده آل از زیبایی زن داشته باشد . همچنین تاثیرات هنر آفریقایی بر پیکاسو در این نقاشی، مشهود است .

این یک نقاشی بزرگ می باشد و اتمام آن حدود 9 ماه طول کشیده است. این اثر نبوغ واقعی و نوآوری در احساسات پیکاسو را نشان می دهد . او صدها طرح اولیه برای این کار کشید و سپس طرح نهایی برای این نقاشی آماده شد . بعضی از منتقد ها می گویند که این نقاشی واکنشی به ” تابلوی لذت زندگی ” و ” آبی برهنه ” از “هنری ماتیس” می باشد.

توصیف نقاشی :

شباهت عجیب آن به تابلو هایی مثل ” حمام کنندگان بزرگ “از” پل سزان ” ، مجسمه ی “اویری (Oviri )” از ” گوگن ” و یا “باز شدن مهر پنجم” از “ال گرگو” ، توسط منتقدان، در سال های بعد، بسیار بحث شده است . وقتی برای اولین بار در سال 1916 از این اثر رونمایی شد، از این اثر به عنوان یک اثر غیر اخلاقی یاد می شد ! او بعد از 9 سال کار بر روی این اثر، این تابلو را “فاحشه خانه ی آوینیون” نام گذاشت اما “آندره سالمون” که اولین نمایشگاه پیکاسو را سرپرستی کرد، این تابلو را به “دوشیزگان آوینیون” تغییر نام داد تا کمی از خشم و نفرت عمومی به آن کاسته شود. با این حال پیکاسو هیچ گاه نامی که سالمون برای این اثر انتخاب کرده بود را دوست نداشت و ترجیح می داد حداقل نام این تابلو ” دختران آوینیون ” باشد.

نگاه منتقدان :

در سال 1972، منتقد هنری “لئو استینبرگ” در مقاله ی خود به نام ” فاحشه خانه ی فلسفی ” ، توضیحات متمایز و ویژگی های جدیدی برای این اثر ارائه داد .او با استفاده از نقاشی های قبل ، که معمولا توسط دیگر منتقدان نادیده گرفته می شد، تصریح کرد که پیکاسو برداشتی رادیکال از زندگی زنانه داشته است. ترکیب این سبک ها با هم می تواند به عنوان یک تلاش عمدی برای رساندن مفهومی از سوی پیکاسو باشد. یک ترکیب محتاطانه که چشم بیننده را به آن خیره می کند .

او در مقاله ی خود نوشت که این پنج زن در حالتی جداگانه و بدون توجه به یکدیگر در این نقاشی قرار گرفته اند، گویی که هیچ کدام از وجود دیگری با خبر نیستند و بجای آن، چشم های هر پنج نفر به بیننده خیره شده است. تفاوت در حالات هر یک از آن ها نیز فقط تاکیدی بر خیرگی چشمان و دوچندان جلوه دادن آن دارد .

به گفته ی استینبرگ نگاه خیره زنان ، که انگار به بیننده ی خود زل زده اند، معنی یک زن خود مختار را می رساند که صرفا برای لذت تماشای مردان برهنه نشده اند . این موضوع را می توان به تاثیر نقاشی “المپیا” اثر “مانه” در سال 1863 بر پیکاسو نیز ، استنباط کرد .

ارتباط آن با سبک کوبیسم :

در طول سالیان اخیر، بخش عمده ای از بحث منتقدان در این نقاشی، به تلاش برای برداشت سبک های متعددی که در این اثر بکار رفته است، معطوف شده است . درک غالب این اثر، بیشتر توسط آلفرد بار ، اولین رئیس موزه ی هنر های مدرن در نیویورک سیتی و تنظیم کننده چند نقد فوق العاده راجع به این اثر، انجام پذیرفت. او می گفت که این اثر را می توان به عنوان اثباتی بر دوران گذار تخصصی پیکاسو معنی کرد، یک فشار برای بهم پیوند زدن کارهای قبلیش به سبک کوبیسم ، سبکی که پیکاسو به شکل گیری و طرح ریزی آن را در پنج و شش سال بعد، کمک شایانی می کند .

موزه ی هنر های مدرن در نیویورک سیتی، برگزارکننده ی نمایشگاه مهمی برای پیکاسو در 15 نوامبر 1939 بود که تا جنیوری سال 1940 نیز، بازدید کننده می پذیرفت. نام این نمایشگاه: “پیکاسو : 40 سال از هنر” بود که توسط آلفرد بار و با همکاری موسسه هنر شیکاگو اداره می شد. این نمایشگاه دارای 344 اثر از پیکاسو بود که شامل کار های قبلی او، نقاشی جدید او به نام “گرنیکا” و همچنین “دوشیزگان آوینیون” بود !

10 نکته که راجع به اثر ” دوشیزگان آوینیون ” نمی دانستید !

1- این نقاشی در سال 1916 به بازدید عموم گذاشته شد !

پیکاسو نقاشی ” دوشیزگان آوینیون ” را پس از اتمام در سال 1907 در کارگاه هنری خود در مونمارتر پاریس نگه می داشت، زیرا اکثر دوستان و همکاران او نقدی منفی بر این اثر داشتند . مردم برای بار اول توانستد این نقاشی را در سالن (Salon d’Antin ) در سال 1916 ببینند، هرچند که در سال 1910 تصویری از این نقاشی در مجله The Architectural Record  انتشار یافت .

2- در ابتدای رونمایی، استقبال چندانی از آن نشد !

مردم تا سال 1920 ، این شاهکار و اثر تاثیرگذار کوبیسم پیکاسو را نادیده می گرفتند. تا زمانی که آندره برتون مقاله و تصویری از آن به نام ” مردان وحشی پاریس : ماتیس ، پیکاسو و فوویسم ” به چاپ رساند.

3- آماده سازی آن 9 ماه طول کشید !

پیکاسو برای ” دوشیزگان آوینیون ” صد ها طرح و نقاشی اولیه کشید تا به طرح دلخواه خود در آن برسد . آماده سازی این اثر شاید برای پیکاسو بسیار فراگیرتر از زحمتی بود که یک هنرمند برای یک اثر هنری خود خرج می کند . اشتیاق و هنری که پیکاسو برای این اثر خرج کرد، بسیار بیشتر از دیگر کارهای اوست .

4- ماتیس در ابتدا ، واکنش ناپسندیده ای به آن نشان داد !

زمانی که همکار و رقیب او ” ماتیس ” برای اولین بار این اثر را دید، به طرز توهین آمیزی به آن واکنش نشان داد . ماتیس فکر می کرد که ” دوشیزگان آوینیون ” یک انتقاد به حرکات هنر مدرن بود و احساس کرد که پیکاسو این ایده را از ” نقاشی لذت زندگی ” و ” آبی برهنه ” او دزیده است ! او زن های نقاشی را “فاحشه هایی زشت” خواند !

5 – در این نقاشی اثری از “دیدگاه هنرمند” به چشم نمی خورد !

یکی از نکاتی که “دوشیزگان آوینیون” را بسیار انقلابی و خاص کرده است، حذف دیدگاه هنرمند در آن است . هیچ نقطه ی محوی در این اثر دیده نمی شود. در حقیقت جایی برای چشم وجود ندارد که بتواند فراتر از زنان و نگاه خیره آن ها، برود !

6 – این نقاشی، نقطه عطفی در حوزه ی هنر مدرن بود !

او با استفاده از اشکال هندسی و زوایای تند، بر خلاف رسم و رسوم هنر سنتی حرکت کرد که در آن اشکال انسان ها تعریف شده اند، آناتومی آن ها یک شکل و یا بسیار عاشقانه تعریف می شوند .این اثر ، نقطه عطفی در حوزه ی هنر مدرن بود !

7 – الهام گیری از هنر پیشینیان و اولیه ، کاملا در آن مشهود است !

ماسک های نقاشی، علاقه ی وافر پیکاسو به هنر پیشین و اولیه را می رساند . این علاقه تنها از هنر آفریقا سرچشمه نمی گیرد بلکه بیانگر استفاده از هنر های باستانی عبری و یا هنر مدرن و امروزی اسپانیا و پرتغال نیز می باشد.استفاده از اشکال ساده، طرح های زاویه دار و اغراق در خصوصیات چهره که در هنر های اولیه به چشم می خورد، در بازسازی این شاهکار کاملا مشهود است .

8- او در طرح های اولیه نقاشی، از یک مرد در سمت چپ استفاده کرده بود !

در طرح های اولیه “دوشیزگان آوینیون ” بجای زن سمت چپ، یک مرد دانشجوی پزشکی بود که درحالیکه جمجمه ای در دست دارد، وارد فاحشه خانه می شود . اما پیکاسو پس از مدتی آن را با یک زن عوض کرد زیرا فکر می کرد وجود یک مشتری در فاحشه خانه می تواند عنصر روایت و دیدگاه دیگری به این اثر اضافه کند که باعث کاهش تاثیر معنایی نقاشی شود .

9- پیکاسو عمیقا از کار های ” گوگن ” الهام گرفته بود !

پیاکسو عمیقا از نوشته های پل گوگن  و نمایشگاه او در سال 1906 ، الهام گرفته بود. مجسمه ی گوگن از الهه ای به نام (Oviri)، به پیکاسو این الهام را بخشید که روی سرامیک و تکه های چوب نیز نقاشی کند. مورخان هنر، استفاده ی پرصلابت گوگن از هنر پیشینیان را در کارهایش، به عنوان انگیزه و الهام اصلی پیکاسو در ” دوشیزگان آوینیون ” بر می شمارند .

10 – نام این اثر می تواند شما را به اشتباه بیندازد !

در نام این اثر ” آوینیون ” به نام شهری در پروانس فرانسه اشاره نمی کند بلکه به خیابانی در بارسلونا که فاحشه خانه های زیادی در آن وجود دارد،اشاره دارد !

 

منبع : https://www.pablopicasso.org/avignon.jsp

 

روش های شستشو قلمو

چند روش برای شستن قلمو

 

شستن قلمو با حلال که برای رنگهای مختلف متفاوت است.

1_برای رنگهای پایه آب مثل اکرلیک، آبرنگ و رنگهای پلاستیکی فقط از آب استفاده کنید.(بعد از کار با رنگ اکرلیک سریع قلمو راشستشو دهید که بعد از خشک شدن رنگ به هیچ عنوان پاک نخواهد شدن،در حین کار با رنگ اکرلیک هم در وقفه هایی که دارید قلمو را در ظرف آب بگذارید.)

2_برای رنگ لاکی از الکل استفاده کنید.

3_برای رنگ روغن از تینر یا نفت استفاده کنید.

_تربانتین قلموهایتان را نجات خواهد داد و مانع از چسبیدن و خشک شدن موهای آن به هم  می شود.تربانتین یکی از پرطرفدارترین حلال های رنگ روغن است که برای رقیق کردن رنگ های روغنی و شستشو قلمو به کار می رود.

_وایت اسپریت حلالی چند کاره می باشد که مناسب برای پاک کردن رنگ روغن و قلمو است ،سریع تبخیر می شود و از تربانتین کم بو تر است.

نسبت به نوع رنگ،حلال مورد نظر را انتخاب کنید و در یک کاسه بریزیدسپس با حرکات قلمو به کناره های ظرف تا جاییکه امکان دارد آن را تمیز کنید.

برای رنگ روغن بعد از استفاده از حلال، قلمو ها را با مایع ظرفشویی یا نرم کننده لباس یا صابون بشویید.

سپس با تکان دادن قلمو آب اضافی آن را بگیرید سپس موهای قلم را به شکل طبیعی خود در بیاورید و آن را برعکس از دسته در جا قلمی قرار دهید تا از دفرمه شدن آن جلوگیری کنید.

_استفاده از سرکه (برای قلمو های خشک شده و رنگ های مقاوم)

قلمو را یک ساعت در سرکه خیس کنید.در یک قابلمه یا ظرف آهنی این کار را انجام دهید.آنقدر سرکه بریزید تا تمام موهای قلمو داخل سرکه باشد.اگر بعد از یک ساعت به راحتی توانستید موهای قلمو را خم کنید آن را در بیاورید ولی اگر نتوانستید یک ساعت دیگر بگذارید خیس بخورد در غیر اینصورت قلمو را کمی با سرکه بجوشانید.